تبلیغات
پاتوق من وتو - داستان عاشقانه....
 
پاتوق من وتو
درباره وبلاگ


سلام دوستان عزیز به شما خوش آمد می گیم و امیدوارم تونسته باشیم شمارا تاحدی راضی کنیم و از شما میخوایم با نظرات خود ما را راهنمایی کنید

مدیر وبلاگ : omid
نویسندگان
نظرسنجی
میزان رضایت شما از وبلاگ؟







شنبه 2 شهریور 1392 :: نویسنده : رضا آبی

داستان عاشقانه....






پس از کلی دردسر با پسر مورد علاقه ام ازدواج کردم…ما همدیگرو به حد مرگ دوست داشتیم

سالای اول زندگیمون خیلی خوب بود…اما چند سال که گذشت کمبود بچه رو به

وضوح حس می کردیم…

می دونستیم بچه دار نمی شیم…ولی نمی دونستیم که مشکل از کدوم یکی از

ماست…اولاش نمی خواستیم بدونیم…با خودمون می گفتیم…عشقمون واسه یه

زندگی رویایی کافیه…بچه می خوایم چی کار؟…در واقع خودمونو گول می زدیم…

هم من هم اون…هر دومون عاشق بچه بودیم…

تا اینکه یه روز

علی نشست رو به رومو

گفت…اگه مشکل از من باشه …تو چی کار می کنی؟…فکر نکردم تا شک کنه که

دوسش ندارم…خیلی سریع بهش گفتم…من حاضرم به خاطر

تو رو همه چی خط سیاه بکشم…علی که انگار خیالش راحت شده بود یه نفس

راحت کشید و از سر میز بلند شد و راه افتاد…

گفتم:تو چی؟گفت:من.....
گفت:من؟

.

گفتم:آره…اگه مشکل از من باشه…تو چی کار می کنی؟

برگشت…زل زد به چشام…گفت:تو به عشق من شک داری؟…فرصت جواب ندادو

گفت:من وجود تو رو با هیچی عوض نمی کنم…

با لبخندی که رو صورتم نمایان شد خیالش راحت شد که من مطمئن شدم اون

هنوزم منو دوس داره…

گفتم:پس فردا می ریم آزمایشگاه…

گفت:موافقم…فردا می ریم…

و رفتیم…نمی دونم چرا اما دلم مث سیر و سرکه می جوشید…اگه واقعا عیب از من

بود چی؟…سر

خودمو با کار گرم کردم تا دیگه فرصت

فکر کردن به این حرفارو به خودم ندم…

طبق قرارمون صبح رفتیم آزمایشگاه…هم من هم اون…هر دو آزمایش دادیم…بهمون

گفتن جواب تا یک هفته دیگه حاضره…

یه هفته واسمون قد صد سال طول کشید…اضطرابو می شد خیلی اسون تو چهره

هردومون دید…با

این حال به همدیگه اطمینان می دادیم

که جواب ازمایش واسه هیچ کدوممون مهم نیس…

بالاخره اون روز رسید…علی مث همیشه رفت سر کار و من خودم باید جواب ازمایشو

می گرفتم…دستام مث بید می لرزید…داخل ازمایشگاه شدم…

علی که اومد خسته بود…اما کنجکاو…ازم پرسید جوابو گرفتی؟

که منم زدم زیر گریه…فهمید که مشکل از منه…اما نمی دونم که تغییر چهره اش از

ناراحتی بود…یا از

خوشحالی…روزا می گذشتن و علی روز به روز نسبت به من سردتر و سردتر می

شد…تا اینکه یه روز که دیگه صبرم از این رفتاراش طاق شده بود…بهش

گفتم:علی…تو

چته؟چرا این جوری می کنی…؟

اونم عقده شو خالی کرد گفت:من بچه دوس دارم مهناز…مگه گناهم چیه؟…من

نمی تونم یه عمر بی بچه تو یه خونه سر کنم…

دهنم خشک شده بود…چشام پراشک…گفتم اما تو خودت گفتی همه جوره منو

دوس داری…گفتی حاضری بخاطرم قید بچه رو بزنی…پس چی شد؟

گفت:آره گفتم…اما اشتباه کردم…الان می بینم نمی تونم…نمی کشم…

نخواستم بحثو ادامه بدم…پی یه جای خلوت می گشتم تا یه دل سیر گریه کنم…و

اتاقو انتخاب کردم…

من و علی دیگه با هم حرفی نزدیم…تا اینکه علی احضاریه اورد برام و گفت می خوام

طلاقت بدم…یا زن بگیرم…نمی تونم خرج دو نفرو با هم بدم…بنابراین از فردا تو واسه

خودت…منم واسه خودم…

دلم شکست…نمی تونستم باور کنم کسی که یه عمر به حرفای قشنگش دل خوش

کرده بودم…حالا به همه چی پا زده…

دیگه طاقت نیاوردم لباسامو پوشیدمو ساکمم بستم…برگه جواب ازمایش هنوز توی

جیب مانتوام بود…

درش اوردم یه نامه نوشتم و گذاشتم روش و هر دو رو کنار گلدون گذاشتم…احضاریه

رو برداشتم و از خونه زدم بیرون…

توی نامه نوشت بودم:

علی جان…سلام…

امیدوارم پای حرفت واساده باشی و منو طلاق بدی…چون اگه این کارو نکنی خودم

ازت جدا می شم…

می دونی که می تونم…دادگاه این حقو به من می ده که از مردی که بچه دار نمی

شه جدا شم…وقتی جواب ازمایشارو گرفتم و دیدم که عیب از توئه…باور کن اون قدر

برام بی اهمیت بود که حاضر

بودم برگه رو همون جاپاره کنم…

اما نمی دونم چرا خواستم یه بار دیگه عشقت به من ثابت شه…

توی دادگاه منتظرتم…امضا…مهناز





نوع مطلب : داستان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 27 شهریور 1396 07:13 ق.ظ
I like what you guys tend to be up too. This kind of clever work and exposure!

Keep up the fantastic works guys I've you guys to our
blogroll.
سه شنبه 17 مرداد 1396 06:48 ق.ظ
If some one wants to be updated with hottest technologies after that
he must be pay a quick visit this website and be up to date
daily.
سه شنبه 17 مرداد 1396 06:07 ق.ظ
Good day! This is kind of off topic but I need some help from an established blog.
Is it tough to set up your own blog? I'm not very techincal but I can figure things out pretty quick.
I'm thinking about creating my own but I'm not sure where to
start. Do you have any tips or suggestions? With thanks
دوشنبه 16 مرداد 1396 12:31 ب.ظ
I'm extremely pleased to uncover this great site. I want to to
thank you for your time due to this wonderful read!!
I definitely appreciated every little bit of it and I have you book-marked
to see new information on your web site.
یکشنبه 15 مرداد 1396 03:02 ب.ظ
Just wish to say your article is as astonishing. The clarity in your post is simply great and i can assume you're an expert
on this subject. Well with your permission let me to grab
your RSS feed to keep up to date with forthcoming post.
Thanks a million and please continue the gratifying work.
شنبه 14 مرداد 1396 08:08 ب.ظ
I love your blog.. very nice colors & theme.
Did you design this website yourself or did you hire someone to do it for
you? Plz answer back as I'm looking to create my own blog and would like to know where u got
this from. thanks
شنبه 7 مرداد 1396 11:17 ب.ظ
Very nice post. I just stumbled upon your weblog and wanted to say that I have truly enjoyed surfing around your blog
posts. In any case I will be subscribing to your rss feed and I hope you write again soon!
دوشنبه 28 فروردین 1396 09:00 ق.ظ
I for all time emailed this weblog post page to all my
associates, because if like to read it afterward my contacts will too.
پنجشنبه 24 فروردین 1396 06:37 ق.ظ
Wonderful website. Plenty of useful info here.
I'm sending it to several friends ans additionally sharing in delicious.
And of course, thanks to your sweat!
سه شنبه 22 فروردین 1396 07:12 ق.ظ
Today, I went to the beach front with my kids.
I found a sea shell and gave it to my 4 year old
daughter and said "You can hear the ocean if you put this to your ear."
She put the shell to her ear and screamed. There was
a hermit crab inside and it pinched her ear. She never wants to go back!
LoL I know this is totally off topic but I had to tell someone!
سه شنبه 15 فروردین 1396 02:42 ب.ظ
Its like you read my mind! You seem to know a lot about this,
like you wrote the book in it or something.
I think that you could do with some pics to drive the
message home a little bit, but other than that, this is wonderful blog.
A fantastic read. I'll definitely be back.
سه شنبه 15 فروردین 1396 01:46 ق.ظ
I am really impressed along with your writing skills
and also with the format to your weblog. Is this a paid theme
or did you customize it your self? Anyway keep up the excellent high quality writing, it is rare to peer a great weblog like this one these days..
دوشنبه 14 فروردین 1396 09:41 ب.ظ
wonderful publish, very informative. I'm wondering why
the other specialists of this sector do not understand this.
You must continue your writing. I am confident, you've a great readers' base already!
جمعه 11 فروردین 1396 04:08 ق.ظ
Hello I am so happy I found your blog, I really found you by mistake, while I was browsing
on Aol for something else, Anyways I am here now and would just like to say
thank you for a remarkable post and a all round interesting blog (I also love the theme/design), I don't have time to go through it
all at the moment but I have book-marked it and also added your RSS feeds, so when I have time I will be back
to read much more, Please do keep up the excellent job.
چهارشنبه 15 آبان 1392 04:26 ب.ظ
سلام عزیزم .خیلی داستانت زبیا بود ولی بعضی اوقات شرایط یه جورایی بهم پیچیه میشهکه هرکسی حرف خودشو باور نداره .
یکشنبه 3 شهریور 1392 05:57 ب.ظ
واییییییییی خیلی ناراحت شدم
همه ی پسرانامردن
گندتون بزنن بابا
رضا آبیدخترا چی؟؟؟
یکشنبه 3 شهریور 1392 08:38 ق.ظ
سلام خوبی؟
دوست دارم بیایی با هم تبادل لینک کنیم تا هم بازدید کننده وبت بره بالا هم من بازم بتونم بهت سر بزنم میدونی چرا ؟چون اگه وبت را ثبت کنی من آدرس وبلاگت را دارم در ضمن من هر روز به دوستام سر میزنم منتظرت هستم

www.megalink.ir
جای وبلاگت توی این سایت خالیه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
صدایاب